<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>سخن تاریخ</title>
    <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/</link>
    <description>سخن تاریخ</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>«سخن تاریخ» در آیینه نقد محتوایی</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_12035.html</link>
      <description>مطالعه و تحلیل مقالات منتشرشده مجلات پژوهشی یکی از رویکردهای جدید علمی است که به دلیل ازدیاد و افزایش تعداد مقالات مورد توجه قرارگرفته است. در این میان یکی از نشریات برتر در حوزه تاریخ اسلام و اهل‌بیت، فصلنامه &amp;amp;laquo;سخن تاریخ&amp;amp;raquo; است. این تحقیق به دست‌اندرکاران و سیاست‌گذاران مجله این فرصت را می‌دهد که در حین ارزیابی پیشرفت و کمبودهای محتوایی مجله، تلاش‌های مطالعاتی خود را جهت‌دارتر بکنند و موضوعات جدید را مورد تحلیل قرار بدهند؛ در این راستا بررسی و تحلیل مقالات این فصلنامه هدف این پژوهش است. تحلیل محتوا روش مورداستفاده در تحقیق بود که 167 مقاله بین شماره‌های هجدهم و چهل و یکم این فصلنامه منتشرشده را با استفاده از نرم‌افزار اکسل موردبررسی قرار داد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که اکثر مقالات به‌صورت گروهی و مردان فعالیت بیشتری نسبت به زنان دارند. اساتید جامعه المصطفی (ص) العالمیه دارای بیشترین نویسند در میان دانشگاه‌ها بودند و فعال‌ترین نویسندگان شناسایی شدند. استادیاران و هیئت‌علمی بیشترین میزان مشارکت را داشتند و در عرصه جغرافیایی، جهان و اسلام و ایران بیشترین میزان توجه را به خود اختصاص دادند. در تحلیل موضوعات نیز مشخص شد که مسائل فکری و سیاسی بسیار محبوبیت داشتند و در نتیجه، توصیه‌هایی همچون: انتشار ویژه‌نامه، انتشار شماره به زبان عربی یا انگلیسی و توجه به موضوعات اجتماعی ارائه شد که ممکن است به بهبود کیفیت نشریه کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مشکلات کشاورزی خوزستان در دوره جنگ جهانی دوم و تدابیر دولت برای حل آن(1324-1320 ش.)</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_12036.html</link>
      <description>. اشغال ایران توسط متفقین در شهریور 1320ش / سپتامبر 1941 م. در زمینه سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی برای کشور عواقب منفی جبران ناپذیری داشت. استان ثروتمند و نفت خیز خوزستان در این دوره تحت کنترل نیروهای انگلیسی و امریکایی قرار گرفت؛ حضور متفقین در این استان مشکلات فراوانی در تمام جوانب زندگی مردم از جمله کشاورزی به وجود آورد ؛ علاوه بر آن عوامل طبیعی تأثیر گذار بر کشاورزی همچون بارندگی نیز در این زمان در وضعیت چندان خوبی نبود . این موضوع نیز بر وضعیت کشاورزی استان تأثیر می گذاشت این پژوهش با روش تحقیق کتابخانه ای و نگارش توصیفی و تحلیلی در صدد پاسخگویی به چگونگی وضعیت کشاورزی خوزستان در دوره حضور متفقین و اقدامات دولت برای بهبود آن است؛ نتایج تحقیق که با بررسی منابع تاریخی ، روزنامه ها و اسناد کتابخانه ای انجام شده است ؛ حاکی از آن است که حمله متفقین و عواقب ناشی از حضور آنان از جمله کم شدن وسایل حمل و نقل ، نا امنی و تعدی به کشاورزان ، قاچاق محصولات ، احتکار بانضمام عوامل طبیعی از جمله کمی بارندگی در سالهای 1320 ش.(به جز ماه های آخر) و 1323 ش. و هجوم ملخ ها به مزارع به خصوص در سالهای 1320 ش. و 1322 ش موجب لطماتی به کشاورزی خوزستان شد؛ از این رو دولت مرکزی با وضع قوانینی برای مبارزه با احتکار و قاچاق و همچنین اجرای طرح های کشاورزی ، حمایت از کشت بهاره ، ایجاد بازارچه های مرزی و فرستادن کارشناسان خبره برای بهبود کشاورزی خوزستان تلاش کرد. دولت مرکزی در نهایت با این اقدامات توانست تا حدی وضعیت کشاورزی استان را بهبود دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تببین تاریخیِ حضور شیعیان در اَحساء و قَطیف</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_12037.html</link>
      <description>با ظهور اسلام و گسترش آن در مناطق مختلف و شکل‌گیری شیعه، مناطقی در کرانه‌های جنوبی خلیج فارس ازجمله اَحساء و قَطیف مورد توجه شیعیان قرار گرفت. مسئله اصلی این پژوهش تبیین و تحلیل تاریخی چگونگی ورود و بررسی عوامل تاثیرگذار در استمرار حضور شیعیان در اَحساء و قطیف است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است و نتایج نشان می‌دهد که سابقه حضور شیعیان در احساء و قطیف به قدمت تاریخ اسلام است و در دوره‌های مختلف تمدن اسلامی بنابر دلایلی مانند حضور برخی افراد، قبایل و شکل‌گیری حاکمیت شیعی در این دو منطقه به مدت طولانی که امنیت و آرامش را برای جامعه شیعی فراهم کرده بود به همراه مهاجرت شیعیان از نواحی مختلف به این مناطق همچنین شرایط مساعد جغرافیایی و اقتصادی، از عوامل مؤثر در تثبیت و استمرار حضور شیعیان در این مناطق به شمار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحولات اداری و برنامه های عمرانی دولت موحدون در دوره ابویوسف منصور(580- 595هـ/1184- 1198م)</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_12072.html</link>
      <description>یکی از دولت‌های تاثیرگذار بربر در مغرب اسلامی، موحدون بودند که موفق شدند پس از تثبیت قدرت در قرن ششم هجری بر مغرب و اندلس حاکمیت یابند. شکوفایی نظام سیاسی و استمرار اقتدار موحدون، در دوران تثبیت قدرت طی فرایندی از برنامه‌ریزی، توسعه و تدابیری شکل گرفت که ابویوسف منصور(580- 595هـ/1184- 1198م) نقش مهمی در تحولات اداری ایفا نمود. او برای اداره این سرزمین با مدیریت و ساماندهی تشکیلات دیوانی، توجه به صنعت و نوآوری، فعالیت بسیار از خود نشان داد. براین اساس آنچه از منظر این پژوهش اهمیت دارد؛ تحولات اداری و برنامه‌های عمرانی دولت موحدون در دوره ابویوسف منصور است. مسئله ای که باعث شکوفایی فرهنگی و رفاه اجتماعی نه تنها در مغرب بلکه در اندلس گردید. این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با تاکید بر منابع تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که ساختار اداری و عمرانی دولت موحدون در دوران ابویوسف منصور و پس از استقرار قدرت سیاسی، دچار چه تحولاتی گشت؟ همچنین منصور با اتکا به چه سیاستهایی موفق به شکوفایی آن گشت؟ یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که منصور با اتخاذ تدابیر و سیاست‌های مناسب، نوعی تحول در ساختار اداری موحدون ایجاد و نظام عمرانی را به اوج رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سرکارفیض‌آثار، کاربست و علل ماندگاری آن در تاریخ</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_12038.html</link>
      <description>وقف، از مهمترین سنت‌های حسنه در آموزه‌های دینی و نیز یکی از سازوکارهای تامین اجتماعی و حمایت از طبقات نیازمند در جامعه اسلامی به‌شمار می‌آید. بررسی پدیده وقف، چگونگی کارکرد، علل ماندگاری و آثار متعدد آن همواره مورد توجه عالمان دین و محققان علوم اسلامی و اجتماعی بوده است. وقف &amp;amp;laquo;سرکار‌فیض‌آثار&amp;amp;raquo;، یکی از انواع وقف بویژه در عصر صفوی بوده است که در امتداد گسترش فرهنگ وقف بر حسب مقتضیات زندگی اجتماعی مسلمین، خاصه ناظر به موقوفات اماکن مقدسه ایجاد شده و آثار زیادی را برجای گذاشته است. پرسش اصلی این تحقیق، آن است که شکل‌گیری این نوع وقف چگونه بوده و علل توجه و ماندگاری و آثار مختلف آن چه بوده ‌است؟ سعی شده با روش توصیفی&amp;amp;ndash; تحلیلی و براساس مطالعه اسناد تاریخی به اهداف پژوهش دست یافت. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;سرکار‌فیض‌آثار&amp;amp;raquo; در ادوار مختلف تاریخی کارکردهای مهم و متنوعی در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی داشته و همچنین علل ماندگاری آن در تاریخ شامل؛ عوامل سیاسی: نقش حاکمان و فرمانروایان، جایگاه روحانیت، نقش زنان تاثیرگذار؛ عوامل اجتماعی: حفظ نام و نام‌خانوادگی واقفان، ساخت بیمارستان، تعاون و حمایت از طبقات محروم جامعه؛ عوامل فرهنگی: احیای نذورات، ایجاد مُلک‌الله، گسترش دانش و میراث علمی، عبادی بودن وقف؛ عوامل اقتصادی: انجام عمل‌ خیرخواهانه مالی، ایجاد صندوق قرض‌الحسنه، مرمت و تجهیز اماکن متبرکه (ساخت بارگاه امامزاده و مدارس دینی و کمک به حرم اهل‌بیت (ع)) است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گونه‌شناسی روش‌های همراهی صحابه مهاجر با اهل‌بیت(ع) و واکنش سه امام نخست(ع) در برابر آن</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11863.html</link>
      <description>صحابه مهاجر که از نخستین مومنان به پیامبر اکرم(ص) بودند و در شکل‌گیری جامعه اسلامی نقش اساسی داشتند، پس از رحلت ایشان به دلایل مختلف اعتقادی، سیاسی و اخلاقی به حمایت از امامت حضرت امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) پرداختند. این پژوهش به بررسی گونه‌های مختلف همراهی صحابه مهاجر با اهل‌بیت(ع) در دوران سه امام نخست، عوامل شکل‌گیری آن و رویکرد امامان معصوم(ع) در برابر هر دسته می‌پردازد.در این چارچوب، &amp;amp;laquo;عوامل اعتقادی &amp;amp;ndash; اخلاقی، سیاسی &amp;amp;ndash; اجتماعی و اقتصادی &amp;amp;ndash; شخصی&amp;amp;raquo; به‌عنوان متغییرهای مستقل و &amp;amp;laquo;گونه‌های همراهی صحابه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;واکنش امامان&amp;amp;raquo; به‌عنوان متغییرهای وابسته تحلیل شده‌اند. پژوهش با رویکرد تاریخی &amp;amp;ndash; تحلیلی و بر پایه‌ی منابع معتبر تاریخی و روایی نشان می‌دهد که همراهی صحابه مهاجر به سه دسته اعتقادی &amp;amp;ndash; اخلاقی، سیاسی &amp;amp;ndash; اجتماعی و اقتصادی &amp;amp;ndash; شخصی تقسیم می‌شود. در برابر هر دسته نیز امامان معصوم(ع) راهبردهایی چون تقویت معرفت دینی، تمجید از وفاداران، حمایت مادی و اجتماعی و اصلاح یا نقد همراهان سست ‌عهد را به‌کار گرفتند.یافته‌ها نشان می‌دهد، که همراهی مبتنی بر شناخت عمیق اعتقادی پایدارترین نوع حمایت بوده است، در حالی که انگیزه‌های صرفاً سیاسی یا اقتصادی غالباً به ناپایداری یا انحراف انجامیده است. نتایج حاکی از آن است، که واکنش حکیمانه اهل‌بیت(ع) نقشی اساسی در تثبیت جایگاه امامت و شکل‌گیری پایدار هویت اجتماعی شیعه داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گونه‌شناسی ادله شیعیان از مشروطه تا پایان پهلوی اول بر منع حضور اجتماعی و اشتغال زنان</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11780.html</link>
      <description>با توجه به اهمیت یافتن مسائل زنان پس از انقلاب مشروطه، پژوهش حاضر می‌کوشد تا با گونه‌شناسی ادلة گروه‌های مذهبی شیعه در این دوره بر منع حضور اجتماعی و اشتغال زنان مشخص کند که این ادلة بر چه مبانی و عوامل سیاسی، دینی و اجتماعی بنا شده‌اند. بدین منظور کتاب‌ها و مقاله‌های عالمان، مبلغان، متدینان، برخی روشنفکران و شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوره که دخیل در موضوعات مورد بحث بوده‌اند به صورت توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌های پژوهش گویای این نکته است که برخی استدلال‌ها نوعی عکس‌العمل به تمایل‌های ضد دینی حاکمیت بوده و به‌جهت نوع سیاست‌های حکومت،‌ این نوع استدلال‌ها پررنگ گشته است. گونه دیگر استدلال‌ها بر پایه مبانی برون دینی است که بر اندیشه‌های جدید استوار است. در این دوره برخلاف دوره‌های قبل تنها مبانی دینی مورد استناد نبوده و علاوه بر آن، نوع متفاوتی از استدلال که ریشه در مشهورات نظام اندیشه در آن دوره دارد از جمله خوانش طبیعت‌گرایانه به کار گرفته شده است. گونه دیگر ادله بر پایه مبانی دینی است. در این بخش به ابتدای آیه ۳۳ سوره احزاب و همچنین برخی روایات که توصیه به ماندن زن در خانه می‌کنند، استناد شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>منازعات میان نهاد امارت و وزارت در دوره سلجوقی و خوارزمشاهی</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_9339.html</link>
      <description>این پژوهش درصدد است به تحلیل منازعات نهاد امارت(اهل شمشیر) و وزارت(اهل قلم) در دوره‌ سلجوقی و خوارزمشاهی با تاکید بر مهم ترین پیامدهای آن بپردازد. بر این اساس، نتایج پژوهش مبتنی بر روش تاریخی حاکی از آن است که نهاد وزارت از ارکان اصلی حکومت و نهاد امارت تأمین کننده‌ نیروی نظامی در این دوران به‌شمار می‌رفتند. چنانچه تشکیل ارتش ثابت در دوره‌ سلجوقی، به‌کارگیری نظام اقطاع‌داری و تقویت پایه‌های اقتصادی امیران، سبب تبدیل شدن اهل شمشیر به اشراف نظامی شد. کاهش اراضی تحت تسلط سلطان، تکیه‌ به نیروی نظامی امیران و تغییر نقش امیران اتابک از نقش اجتماعی به سیاسی سبب قدرت‌گیری هر چه بیشتر امیران و افزایش تمایلات گریز از مرکز آنان شد. در دوره‌ خوارزمشاهی نیز با ادامه‌ به کارگیری نظام اقطاع‌داری و اتابکی، قدرت امیران حفظ شد.دیگر یافته‌های پژوهش نشان می دهد: در دوره ضعف حکام خوارزمشاهی و سلجوقی، امرا با استفاده از ضعف حکومت مرکزی و دیوانسالاری، بر تمایلات گریز از مرکز خود افزوده و در نتیجه با تشکیل حکومت‌ها و دودمان‌های مستقل در تجزیه حکومت مؤثر واقع شدند. واژگان کلیدی: سلجوقیان، خوارزمشاهیان، منازعات، نهاد امارت، نهاد وزارت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد سیاسی تبادل هدایا در مناسبات صفویان با عثمانی</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_10339.html</link>
      <description>از ادوار گذشته تا کنون سفرایی که با اهداف سیاسی و اقتصادی روانه‌ی کشورهای دیگر می‌شدند پس از باریابی هدایایی را تقدیم می‌کردند. با روی کار آمدن صفویان و گسترش مناسبات خارجی به‌ویژه با دولت عثمانی هدایای تقدیمی به مانند گذشته اهمیت خود را حفظ کرد. در پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع رسمی و سفرنامه‌های اروپاییان به دنبال پاسخگویی به این پرسش هستیم که پس از روی کار آمدن صفویان و آغاز روابط سیاسی با دولت عثمانی هدایا و دقت در گزینش نوع آن‌ها با چه اهدافی انجام می‌شد؟ یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که تقدیم هدایا روابط ایران و عثمانی را به طور مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر قرار می‌داد. به این ترتیب که در مراودات مستقیم بین شاهان صفوی و سلاطین عثمانی از هدیا تقدیمی به منظور تهدید، تحقیر، نمایش اقتدار، دلجویی، صلح و تحویل پناهنده‌ها انجام می‌شد. از طرفی به‌طور غیر مستقیم از هدایا در مناسبات صفویان با دول اروپایی به منظور اتحاد علیه دشمن مشترک (عثمانی) استفاده می‌شد که در این مناسبات هوشمندی در گزینش نوع هدایا اهمیت ویژه‌ای داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اخبار شهادت میثم تمار بر اساس کتاب رجالِ کشی</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_10719.html</link>
      <description>میثم تمار از یاران با وفای امام علی(ع) بود که چند روز پیش از ورود امام حسین(ع) به کربلا به فرمان کارگزار کوفه عبید الله بن زیاد در اواخر سال 60 هجری به دار آویخته شد. رجال کشی از کهن‌ترین منابعی است که با ارائه شش خبر، شهادت میثم را گزارش کرده است. این اخبار که از نوع پیش‌گویی است چگونگی شهادت و جزئیات مربوط به بر دار شدن او را نوشته‌اند. پژوهش حاضر با به کار بستن روش تاریخی سیر تطور اخبار در صدد است با شناسایی جهت‌گیری کلی و درون مایه این اخبار، سیر تدوین آن‌ها را مطالعه نماید. نتیجه بررسی این است که خبرِ مربوط به شهادت میثم از یک گزارش کوتاه و غیر صریح، به خبری بلند با اجزای گوناگون توسعه یافته و بر جنبه‌های پیش‌گویانه آن افزوده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی قیام های شیعی واکاوی موردی: ادریس بن عبدالله(۱۷۲-۱۷۵ق/۷۸۸-۷۹۱م) و حسن بن زید(250-270ق/864-883م)</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_10851.html</link>
      <description>قیام ادریس بن عبدالله در مغرب الاقصی و حسن بن زید در تبرستان، به‌رغم اشتراک در هدف کلی مبارزه با ظلم و تأسیس حکومت‌های شیعی، تحت تأثیر شرایط اجتماعی و سیاسی متفاوتی شکل گرفتند. مسئله این پژوهش، بررسی عوامل بستر‌ساز، اهداف، روش‌ها، و پیامدهای این دو قیام و واکاوی شباهت‌ها و تفاوت‌های میان آن‌ها است. این مطالعه تلاش می‌کند تأثیر زمینه‌های اجتماعی-سیاسی بر استراتژی‌ها و دستاوردهای این دو قیام را روشن سازد. داده‌های این پژوهش از طریق روش کتابخانه‌ای گردآوری شده و تحلیل آن با استفاده از رویکرد مقایسه‌ای و تطبیقی صورت گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ادریس بن عبدالله با جلب حمایت قبایل بربر و تضعیف خلافت عباسی، نخستین دولت شیعی در شمال آفریقا را تأسیس کرد، در حالی که حسن بن زید با دعوت مردم، حمایت سادات مهاجر، و اتحاد با حکام محلی توانست نفوذ عباسیان را در تبرستان از میان ببرد. این دو قیام، به‌رغم شباهت در اهداف کلی، از روش‌های متفاوتی بهره بردند و هرچند دولت‌های آن‌ها عمر محدودی داشتند، اما زمینه‌ساز شکل‌گیری حکومت‌های شیعی قدرتمندتری در آینده شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و نقد نگاه تاریخنگارانه در قرائت و خوانش عناصر معماری اسلامی</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11023.html</link>
      <description>پیشینه توجه به تاریخ هنر و معماری اسلامی در جهان به حدود نیم قرن پیش بازمی‌گردد و سرچشمه پدید آمدن عنوان &amp;amp;laquo;معماری اسلامی&amp;amp;raquo; را می‌توان به آغاز جریان شرق شناسی در غرب نسبت داد. آنچه مستشرقین و نظریه‌پردازان در تعریف معماری‌اسلامی اشاره داشته‌اند، قائل شدن به دو دیدگاه تاریخی (تاریخ‌نگارانه) و دیدگاه حکمی (معرفت‌شناسانه) درباره این معماری بوده است و در هر یک از این رویکردها دو مرتبه متفاوت از این معماری؛ مرتبه صورت و مرتبه معنا مورد مداقه و بررسی قرار گرفته ‌است. این مقاله با هدف نقد رویکرد تاریخ‌نگارانه در تعریف معماری اسلامی، به مطالعه ریشه های تاریخی هر یک از عناصر مهم معماری اسلامی از جمله گنبدخانه، ایوان، مناره و محراب پرداخته است. روش تحقیق این مقاله از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای است و با شناسه‌برداری تلاش شده‌است که ضمن استفاده از منابع مکتوب، ریشه‌های‌تاریخی هر یک عناصر فوق را استخراج کند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داده است که نقطه تولد هر یک از عناصر مذکور در دوره‌ای قبل از ورود اسلام به این سرزمین بوده است. غور در تاریخ، نگاه تاریخ‌نگارانه و راه وصول به معماری اسلامی در راستای حرکت تاریخنگارانه برای رسیدن به مفهوم معماری اسلامی صحیح و کامل نیست. صرف پرداختن به صورت این معماری نمی‌تواند مخاطب را به حقیقت آن نائل کند و بنابراین اصالت دادن به هر یک از عناصر مطروح‌شده در معماری‌اسلامی نمی‌تواند تصویر صحیحی از این معماری ارائه دهد و واجد جامعیت در نگاه باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معیارهای اعتبارسنجی گزارش های عاشورایی در منابع رجالی</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11070.html</link>
      <description>چکیدهدر بسیاری موارد گزارش های تاریخی به گونه های متفاوت و گاهی متضاد نقل شده است؛ برای اعتبار سنجی گزارش های تاریخی، توجه به معیارها و ملاک های ارزیابی ضرورت دارد. بخش مهم و در واقع خلاصه گزارش ها در منابع رجالی منعکس شده است. رجال شناسان خصوصا در منابع رجالی معاصر، ذیل اصحاب امام حسین(ع) به بیان شماری از گزارش‌های عاشورایی پرداخته‌اند و در این زمینه تلاش کردند نام اصحاب را از منابع متعدد هر‌چند ضعیف استخراج کرده و در پرتو آن شماری از گزارش‌های مربوط به عاشورا را بیان کنند، اما علی رغم فلسفه اصلی تدوین علم رجال، شماری از این گزارش ها نیازمند بازنگری مجدد است. به همین جهت توجه به معیارها برای استنباط و استخراج گزارش های معتبر تاریخی بسیار حائز اهمیت است. از این ‌رو تحقیق پیشرو به بررسی معیارهای اعتبارسنجی گزارش‌های تاریخی در منابع رجالی، با شیوه کتابخانه‌ای تدوین گشته و هدف این است با مطالعه روشمند برخی گزارش‌های عاشورایی در منابع رجالی بیان شده را بررسی کرده و در پرتو آن به استخراج ملاک‌ها و معیارهایی که برای اعتبارسنجی گزارش‌‌ها نیاز است پرداخته شود. در این تحقیق شش معیار مهم که برای تعیین گزارش های صحیح از سقیم قابل استفاده می باشد، بیان و بر اساس آن، به طور موردی و نمونه گزارش هایی از رجال شناسان مورد ارزیابی قرار گرفته است و درصدد پاسخ به این سوال است: معیارهای اعتبارسنجی گزارش‌های عاشورایی در منابع رجالی چیست و چه نقشی در ارزیابی گزارش ها دارد؟</description>
    </item>
    <item>
      <title>احیای هویت سیاسی ایران‌زمین در گفتمان جغرافیای اسلامی: تحلیل انتقادی روایت ابن عُمَری در مسالک الأبصار فی ممالک الأمصار</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11153.html</link>
      <description>در قرون میانه اسلامی، جغرافیای تاریخی نقش برجسته‌ای در تشکیل، بازآفرینی و حفظ هویت فرهنگی و سیاسی ایرانیان داشته است. کتاب &amp;amp;laquo;مسالک الابصار فی ممالک الامصار&amp;amp;raquo; اثر شهاب‌الدین احمد بن یحیی بن فضل‌الله العمری ، مورخ مصری دوره مملوکی، نمونه‌ای برجسته از استفاده از جغرافیای تاریخی در بازشناسی مجدد هویت سیاسی ایران زمین است. این اثر ، ضمن ارائه اطلاعات دقیق جغرافیایی، تصویری از نحوه بازنمایی ایران در ذهن مورخان غیرایرانی اسلامی را فراهم می‌کند. یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد که ابن عمری، ضمن تقسیم‌بندی‌های جغرافیایی خاص، ایران را به عنوان یک واحد سیاسی مستقل در نظر گرفته و اصطلاحاتی چون &amp;amp;laquo;مملکة الإیرانیین&amp;amp;raquo; به کار برده است که نشان‌دهنده بازشناسی مجدد ایرانیت در قالبی جدید است. این نوع رویکرد، ضمن انطباق با منابع قدیمی‌تر، نشان‌دهنده تأثیر فرهنگ ایرانی در تاریخ‌نگاری اسلامی است &amp;amp;mdash; به ویژه در دوره ایلخانی که مغولان پس از هجوم، با الهام از سنت‌های تمدنی ایران، سعی در مشروعیت‌بخشی به حکومت خود داشتند. در این مقاله، ضمن واکاوی از نقش جغرافیا در تقویت حس تعلق به ایران زمین ، به بررسی رویکرد ابن عمری در تعریف مرزها، شهرها، خطه‌ها و موقعیت‌های سیاسی-فرهنگی ایران پرداخته می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر جغرافیای طبیعی با تاکید بر قوم‌گیاه‌شناسی بر زندگی اجتماعی در مازندران از دوره صفویه تا پایان دوره قاجار( قرن 10-13ه.ق/ 16-19 م)</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11184.html</link>
      <description>درک جغرافیای و تاثیرگذاری آن بر کنشهای اجتماعی و تاریخی و به بیانی مطالعات جغرافیای تاریخی از جمله زمینه‌های پژوهش مورد غفلت واقع شده تاریخ ایران است. اهمیت جغرافیای طبیعی وگیاهی بر شکل دهی زندگی اجتماعی بشر امری غیرقابل چشم‌پوشی است. در تاریخ خطه مازندران جغرافیا و بخصوص گیاهان نقشی مهم در زندگی اجتماعی مردم داشتند که لازم به تبیین و بررسی آنها در عرصه اجتماعی می باشد. از این رو این پژوهش با بکاگیری روش توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه‌ای و داده‌های میدانی و هم چنین رویکرد قوم‌گیاه‌شناسی و مطالعه و بررسی چگونگی استفاده افراد یک قوم، فرهنگ و یا ناحیه خاص از گیاهان بومی موجود در آن منطقه وبررسی تاثیر آنها بر زندگی اجتماعی مردمان، در صدد پاسخ به این پرسش برآمد که جغرافیای طبیعی مازندران با تکیه بر قوم‌گیاه‌شناسی در چه ابعادی از زندگی اجتماعی مردمان این خطه تا پایان عصر قاجار تاثیرگذار بوده است؟ یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که جغرافیای طبیعی مازندران نه‌تنها به‌عنوان یک بستر فیزیکی، بلکه به‌عنوان عاملی هویت‌ساز، در تمامی ابعاد زندگی اجتماعی مردم این منطقه نقش‌آفرینی کرده است. عرصه‌هایی اعم از خوراک،نام گذاری، معماری، پوشش، باورها و معیشت این ناحیه بوده است. چنانکه بام خانه‌ها با گیاه، گالیپوشی و تکمیل می‌شد یا برای تزیین دیوار خانه‌ها گیاهان خزه و نیلوفر کاربرد داشت. در مورد تغذیه نیز، برنج غذای اصلی بود و در پخت هر خوراکی دیگر اعم از شیرینی و نان مورد استفاده قرار می گرفت و از این رو وفور گیاهان پخت و پز را آسان و در طول روز مقدور می‌ساخت. در عرصه نامگذاری نیز اسامی چون تی‌تی (شکوفه)، صنوبر، شوار (نم‌ باران) و غیره استفاده می‌شد.این تاثیر در عرصه باورها و داستان و‌ها وامثال این مردم نیز قابل پیگیری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل الگوهای رویارویی با خیانتکاران در سده‌های نخستین و میانه ایران (132 – 628 ق)</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11219.html</link>
      <description>مسئله اصلی پژوهش پیش‌رو بررسی چگونگی و چرایی اتخاذ الگوهای ناهمگون در برخورد با مسئله خیانت است. از آنجایی که دستیابی به همه الگوهای مرسوم در این زمینه به دلیل محدودیت داده‌ها در یک دوره زمانی کوتاه میسر نبوده، نگارندگان ناگزیر شده‌اند برای پاسخ به این سؤال یک محدوده زمانی نسبتاً طولانی را موردبررسی قرار دهند. مراد از خیانت هرگونه فعلی بود که برخلاف راستی و تعهدات شغلی انجام می‌گرفت و زیان‌هایی را متوجه مُلک و مَلِک می-کرد. ساختار سیاسی پیچیده ایران در سده‌های نخستین و میانه با ایجاد مناسبات شکننده‌ میان فرمانروایان و کارگزاران، ظرفیت بالقوه‌ای برای ظهور پدیده خیانت فراهم کرد. برخی کارگزاران تحت تأثیر تحریکات مدعیان و در راستای تحقق بلندپروازی‌های نامشروع خویش، پیمان‌های شغلی و اخلاقی با خداوندگارانشان را نادیده گرفته و با لغزش از مسیر راستی آن‌ها را وادار به واکنش می‌کردند. شناخت رویکردهای اتخاذ شده در برابر این مسئله و دلایل اتخاذ چنین رویکردهایی بر اهمیت انجام این پژوهش می‌افزاید. بررسی داده‌های موجود به روش تحلیل تاریخی نشان داد همکاری با خائنین و بخشش آن‌ها به‌منظور خروج از بن‌بست‌های سیاسی، سکوت مصلحت‌گونه در برابر خائنین به منظور گذار از شرایط بحرانی و سپس اقدام به تنبیه آن‌ها، گوشمالی مختصر اولیه خائنین و به‌کارگیری مجدد در مناصب حکومتی تحت‌تأثیر سوابق خدمت یا آموزه‌های دینی و قتل فوری خائنین به‌دلیل مذموم شمردن مسئله خیانت و عدم اعتماد به خیانتکاران چهار الگوی رایج برخورد با مسئله خیانت در برهه مذکور بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی وضعیت کشاورزی در عصر ایلخانان مغول با رویکردی بر کشاورزی روستایی</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11301.html</link>
      <description>کشاورزی ایران در آستانه ی قرن هفتم ، با داشتن سیستم های مجهز آبیاری ، دانش زراعت ، نیروی انسانی ماهر و کافی و دارا بودن شبکه های تولید زراعی در نقطه ی اوج خود بود که با هجوم اردوی مغول مواجه شد ، تخریب سیستم آبیاری ، ظهور اشکال جدید مالکیت و نظام های مالیاتی، تقلیل نیروی انسانی، تبدیل زمین های زراعی به مراتع دامداری ، و گرایش به اقتصاد طبیعی ،از جمله عوامل رکود کشاورزی ایران در عصر ایلخانی بودند ، این تحقیق با روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی در نظر دارد به بررسی وضعیت کشاورزی ایران، بخصوص کشاورزی روستایی ،در عهد ایلخانی بپردازد ،یافته های تحقیق حاکی از آن است : کشاورزی ایران، حتی پس از رونقی که در عهد غازان خان ، با ایجاد اصلاحات ارضی و مالیاتی ، از آن بهره مند شده بود ، به سطح پیش از حمله ی مغول نرسید و هرگز اثرات ضربه ای که مغول بدان وارد آورد ، جبران نگشت .</description>
    </item>
    <item>
      <title>بستر تاریخی دلایل نامه‌نگاری ابوسلمه‌ خلال به علویان</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11464.html</link>
      <description>نامه ابوسلمه خلّال به بزرگان علوی از جمله نامه های مهم و بحث انگیز در تاریخ اسلام است. ابوسلمه خلال این نامه را دو ماه مانده به پایان خلافت امویان و آغاز خلافت عباسیان در ربیع الثانی سال 132ق به امام صادق (ع)، عبدالله محض و عمرالاشرف فرستاد و به آنان پیشنهاد کرد امر خلافت را بپذیرند؛ اما در نهایت این کار به سرانجام نرسید و عباسیان بر سریر خلافت نشستند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف کشف چرایی نگارش نامه از سوی ابوسلمۀ خلال به بزرگان علوی و تحلیل پاسخ ایشان انجام شده است. یافته‌های پژوهش حاضر که با استفاده از منابع تاریخی و مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی تبیین شده، نشان می‌دهد که ارسال نامه از سوی ابوسلمه به بزرگان علوی جهت مشروعیت بخشی به عباسیان در برابر قیام کنندگان علوی به ویژه حسنیان صورت گرفته است. ترفند نامه‌نگاری به علویان به این معنا بود که خلافت به آن‌ها پیشنهاد گردید؛ اما پذیرفته نشد. بنابراین عباسیان در پذیرش ردای خلافت، معذوریت سیاسی و خلأ رهبری را بهانه قرار دادند. دستیابی به این مطلب که در منابع تاریخی متن گزارش نامه نگاری به مرور کامل شده و در تحقیقات جدید به عنوان مسأله ای بدیهی مورد پذیرش قرار گرفته، دستاورد این پژوهش است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه‌ی بین مذهب و نقش ستاره بر روی مدال‌ و نشان‌های دوره قاجار</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11504.html</link>
      <description>در تاریخ و فرهنگ بشر، نقوش ستاره‌ای شکل جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده‌اند و به نمادی مقدس و معنوی برای بسیاری از ادیان در سراسر جهان تبدیل شده‌اند. این نقوش از قدیم تاکنون بسته به فرهنگ و اعتقادات مردم، معانی متفاوتی را انتقال داده‌اند؛ و به عنوان نمادهایی از روشنایی، جلال و زیبایی شناخته می‌شدند و مردم نیز در طراحی و ساخت آثار هنری خود از این نمادگرایی بهره برده و نقش ستاره‌ای را به عنوان نمادی از تألق و زیبایی در آثارشان به کار برده‌اند. در دوره قاجار، به علت تعاملات ایران با اروپا، مدال‌ها به عنوان نشان‌هایی از افتخار و قدرت رواج پیدا کردند. اولین مدال‌ها با نقوش شیر و خورشید ساخته می‌شدند و برخی از آنها دارای فرم ستاره‌ای شکل بودند. این مقاله در صدد پاسخگویی به این پرسش‌ها است که نقوش ستاره‌ای شکل مدال‌های دوره قاجار دارای چه مفاهیمی بوده است؟و چه تغییر و تحولاتی را پذیرفته است؟شناسائی مفاهیم نقوش ستاره‌ای شکل مدال‌های دوره قاجار، و تغییر و تحولات این نقش بر روی مدال‌های دوره قاجار از اهداف این پژوهش است. این پژوهش براساس هدف بنیادی و از حیث ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد تاریخی و تجزیه و تحلیل داده‌ها به صورت کیفی است. شیوه‌گردآوری اطلاعات بر مطالعات اسنادی، کتابخانه‌ای و همچنین کتب و مقالات الکترونیکی استوار است. یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که: به طور کلی مدال‌های دوره قاجار دارای معانی و مفاهیم پنهانی بوده است که این مفاهیم به صورت تعداد پره‌ها در مدال‌ها نشان داده می‌شد، این مفاهیم شامل: احکام دین، پیامبران اولوالعزم، پنج تن آل‌عبا، خلقت و آفرینش، تجلیات وجودی خداوند، دوازده امام و سایر موارد بوده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهکارهای نظارتی اصناف بر بازارهای اصفهان در عصر صفوی: مقابله با تقلب ودستکاری اوزان و مقیاس ها و تأثیر آن بر ثبات اقتصادی (۹۰۷ -۱۱۳۵ ق)</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11597.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی پویایی‌های نهادی تنظیم اقتصادی در بازارهای شهری ایران (اصفهان)دوره صفوی می‌پردازد و تمرکز آن بر نقش اصناف در مهار تقلب در اوزان و پیمانه‌ها به عنوان عاملی برای شکل‌گیری نظمی اقتصادی و خودپایدار است. در این چارچوب، مطالعه با واکاوی علل و سازوکارهای تقلب در وزن و اندازه، به بررسی جایگاه سلسله‌مراتب صنفی و شبکه‌های اجتماعی می‌پردازد تا به این پرسش مرکزی پاسخ دهد که: اصناف اصفهان چگونه توانستند فریبکاری‌های رایج در بازار را به سازوکاری برای تاب‌آوری نهادی و ثبات اقتصادی تبدیل کنند و از این طریق استمرار تجارت و تعادل قیمتی را تضمین نمایند؟یافته‌ها بر این فرض استوارند که تقلب، برخلاف تصوری از آن به عنوان انحراف صرف، در بستر نهادهای صنفی به فرآیندی برای تقویت خودتنظیمی و پرورش حکومت‌داری تطبیقی بدل شد. این پژوهش با تکیه بر روایت‌های آرشیوی، منابع فقهی و چارچوب‌های تحلیلی اقتصاد نهادی، اصناف را نهادهایی ترکیبی ترسیم می‌کند که میان خودمختاری محلی و نظارت مرکزی پیوند برقرار می‌کردند.نتایج مطالعه نشان می‌دهد ابزارهایی چون نشست‌های درونی، فتواهای اخلاقی و نظام‌های تنبیهی سلسله‌مراتبی نه تنها ابزار نظارتی بودند، بلکه به تقویت سرمایه اجتماعی و شکل‌گیری اعتماد شبکه‌ای نیز انجامیدند. از این منظر، اصناف نقش محوری در بازتعریف تقلب از رفتاری نابهنجار به سازوکاری درون‌زا برای حفظ تعادل اقتصادی ایفا کردند؛ به گونه‌ای که اصول اخلاقی در منطق بازاری جای گرفت و به مهار تورم و افزایش کارایی جمعی انجامید.در نهایت، تحلیل این نظام صنفی پیامدهایی مهم برای نظریه‌های تنظیمی معاصر در اقتصادهای در حال گذار دارد و اهمیت مدل‌های خودحکمرانی را در بخش‌های غیررسمی برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی سه کنش راهبردی سیدمحمدکاظم طباطبایى (صاحب عروه) در دوره هجوم استعمار به کشورهای اسلامی</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11599.html</link>
      <description>وجوب دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشورهای اسلامی در برابر استعمار از ضروریات فقه اسلامی است و غالب فقیهان شیعه و سنى در آثار فقهى خود در مبحث جهاد بدان پرداخته&amp;amp;rlm;اند. این ضرورت، علما و فقهای مسلمان را در کشورهایی که مورد هجمه استعمارگران قرار گرفته و استقلالشان در معرض تهدید قرار گرفت، به واکنش و ایستادگی واداشت. آیت الله سیدمحمد کاظم طباطبایی یزدی صاحب عروه الوثقی از اندیشمندان دینی مشهوری است که نقش ایشان در دفاع از استقلال کشورهای اسلامی در برابر استعمار برجسته است. مساله اصلی این تحقیق، چگونگی واکنش صاحب عروه در دوره هجوم استعمار به کشورهای اسلامی است. در منابع تاریخی مربوط به حوادث سال‌های قبل و بعد از جنگ جهانی اول، مواضع سیاسی صاحب عروه در دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشورهای اسلامی در برابر سلطه استعمار را می‌توان در چارچوب سه راهبرد "حمایت"، "صبر و سکوت" و "مقابله"، بررسی و ارزیابی کرد. نوشتار حاضر با استفاده از روش توصیف و تحلیل، در قالب سه کنش راهبردی مذکور به ابعاد مبارزات استقلال‌طلبانه سید محمد کاظم طباطبایى در رهایی کشورهای اسلامی از سلطه استعمار می&amp;amp;lrm;پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی پیشگویی های تاریخی؛ مطالعه موردی دو پیشگویی درباره سلطنت رضاخان</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11655.html</link>
      <description>روش مقایسه سال‌ها به عنوان یکی از ابزارهای مؤثر در بررسی و نقد گزارش‌های تاریخی، به ما این امکان را می‌دهد که رویدادها، حوادث و تحولات مختلف را در طول زمان مورد مقایسه قرار دهیم. این روش کمک می‌کند تا فرضیات مختلف را بررسی کرده، نکات مشترک بین سال‌های مختلف را شناسایی نموده و الگوهای تکرار شونده را کشف کرد. مقاله حاضر به تحلیل گزارشی می‌پردازد که ادعا می‌کند دو شخصیت برجسته، یعنی شیخ عبدالله حائری مازندرانی، یکی از مشایخ سلسله گنابادیه که مدتی در اراک ساکن است، و آقا نورالدین اراکی، یکی از مجتهدان معروف این شهر، پیش‌گوئی هایی درباره سلطنت رضاشاه داشته‌اند. اما نتایج تحقیقات نشان می‌دهند که این گزارش‌ها دقیق نیستند .به عنوان مثال طبق گزارش مذکور گفته شده شیخ عبدالله حائری مازندرانی که مدتی در شهر اراک مقیم بود به سلطنت رسیدن رضاشاه را در اسفند 1284 پیش گویی کرده است، در صورتی که شیخ عبدالله حائری مازندرانی در سال 1284 شمسی در اراک حضور نداشته است. بنابراین امکان دیدار او با رضاشاه در این شهر و پیش‌بینی سلطنت منتفی است. همچنین ادعا شده میان آقا نورالدین اراکی و رضاشاه در حرم شاه عبدالعظیم (ع) زمانی که رضاشاه به سلطنت رسیده بود ملاقاتی صورت گرفته است در صورتی که هنگام به قدرت رسیدن رضاشاه، آقا نورالدین اراکی از دنیا رفته بود. بنابراین، باید نتیجه گرفت که هر دو گزارش تا حد زیادی ساختگی بوده و صحت ندارند. این نتایج تأکید می‌کنند که برخی گزارش‌های تاریخی ممکن است دقیق نباشند و نیاز به بررسی و تحلیل دقیق‌تری دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انگیزه‌های حضور رهبران و اشراف قبیله‌ای سپاه امام علی (ع) در جنگ صفین؛ با تأکید بر نقش اشعث بن قیس کندی</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11659.html</link>
      <description>جنگ صفین، یکی از جنگ‌های حساس و سرنوشت‌ساز در زمان حکومت امام علی (ع) و تاریخ اسلام به شمار می‌رود که نه‌تنها در تحولات سیاسی و اجتماعی این دوران، حتی بعد از آن نیز تأثیر بسزایی برجا گذاشت. واکاوی و بررسی انگیزه‌های حضور بخشی از رهبران و نمایندگان اشراف قبیله‌ای سپاه امام (ع) که در رأس آنان اشعث بن قیس کندی قرار داشت، موضوع قابل درنگی است که بررسی ابعاد و زوایای آن پژوهشی جامع و علمی را طلب می‌نماید. این جستار با روشی توصیفی‌ـ تحلیلی درصدد پاسخ‌گویی به این سؤالات است که انگیزه‌های حضور رهبران و اشراف قبیله‌ای با تأکید بر نقش اشعث بن قیس کندی در جنگ صفین چه بوده است؟ یافته‌ها بیانگر آن است که برخی از رهبران و عناصر اشراف قبیله‌ای که در رأس آن اشعث بن قیس کندی قرار داشت، با اتکا به آموزه‌های سنت جاهلی، از قبیل: عصبیت، رقابت-های میان قبیله‌ای، همچنین رقابت‌های شام و عراق بر سر مرجعیت و کانون قدرت که به دنبال رحلت پیامبر و در رویدادهای بعد از آن، دوباره اثرات پایدار خود را نشان داد، به حضور در سپاه امام (ع) در جنگ صفین مبادرت ورزیدند. تجلی غلبه کنشگرایی منفی این بخش از اشراف سپاه بر کنشگرایی دینی در سپاه امام (ع) با تحمیل حکمیت بر ایشان، آن‌هم در بزنگاه صحنۀ نبرد، مبین رویارویی سرنوشت‌ساز آموزه‌ها و نیات این گروه اجتماعی و غلبۀ آن بر مبانی دینی است. امری که می‌توان تعیّن آن را در رشد قاعدین، پیدایش خوارج و در غایت استقرار حکومت نژادی و سلطنتی امویان مشاهده نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از مسجد تا رصدخانه: واکاوی مکان‌های آموزشی ریاضیات و نجوم طی سده‌های سوم تا پنجم هجری</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11753.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی مکان‌ها و مراکز آموزشی ریاضیات و نجوم طی سده سوم تا پنجم هجری می‌پردازد. پرسش اصلی آن است که آموزش ریاضیات و نجوم در این دوره تاریخی، بر چه کانون‌هایی استوار بود و این کانون‌ها چگونه در تعامل با یکدیگر، فرآیند آموزش از سطح پایه تا پیشرفته را سامان می‌بخشیدند؟ این مقاله با رویکرد و روش توصیفی و تحلیلی به بررسی منابع دست اول تاریخی و پژوهش‌های نوین پرداخته شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که این سامانه متشکل از کانون‌های مکمل با کارکردهای تخصصی بود. مساجد و مدارس با آموزش مبانی ریاضی در چارچوب نیازهای شرعی، نقش پایه‌ای ایفا می‌کردند. در مرحله بعد خانه‌های عالمان و دانشمندان با بهره‌گیری از الگوی انعطاف‌پذیر &amp;amp;laquo;استاد و شاگردی&amp;amp;raquo;، بستر اصلی آموزش‌های پیشرفته بودند. کتابفروشی‌ها به عنوان کانون تبادل اندیشه، فضای نقد و گفت‌وگوی علمی را فراهم می‌ساختند. دربارها از طریق حمایت از آموزش ویژه نخبگان حکومتی، تقاضا برای علوم دقیقه را ایجاد می‌کردند و رصدخانه‌ها با تمرکز بر پروژه‌های بزرگ، کار گروهی و تخصص-گرایی را تقویت می‌کردند. این پژوهش نتیجه می‌گیرد که رشد و تعالی آموزش‌ها و پژوهش‌های ریاضیات و نجوم در این دوره مرهون تعامل سازمان‌یافته این کانون‌ها در یک پیوستار آموزشی بود که انتقال تدریجی استعدادها از سطوح پایه به مراحل نخبگی را ممکن می‌ساخت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عنوان مقاله: نقش دیوان مظالم در تامین امنیت اجتماعی و سیاسی دوره نخست خلافت عباسی (132-232 ه.ق.)</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11852.html</link>
      <description>در نظام دادخواهی و حقوقی تمدن اسلامی، دیوان مظالم به عنوان نهادی اساسی به منظور تحقق عدالت و امنیت اجتماعی شکل گرفت. این دیوان با تمرکز بر رسیدگی به شکایات رعایا علیه مقامات، نقش محوری در صیانت از حقوق مظلومان و مبارزه با فساد داشت. عملکرد دیوان مظالم، بر پایه اصولی چون عدالت‌ورزی، تضمین امنیت عمومی و احیای حق مظلومان استوار بود که به تقویت اعتماد عمومی و ثبات اجتماعی می-انجامید و در مشروعیت‌بخشی به حکومت و کاهش تنش‌های جامعه تأثیر بسزایی داشت. هدف اصلی این پژوهش تحلیل نقش کارکردی دیوان دادخواهی مظالم و تاثیر آن بر امنیت اجتماعی و سیاسی در دوره نخست خلافت عباسیان (۱۳۲-۲۳۲ ه.ق.) است. برای دستیابی به این هدف، از روش کتابخانه‌ای و رویکرد توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد دیوان مظالم با حل اختلافات و احیای حقوق تضییع‌شده، نظم و امنیت را برقرار کرد و در جایگاه بازوی نظارتی-اجرایی، سهمی کلیدی در تحقق عدالت اجتماعی، کاهش نابرابری‌ها و تثبیت ثبات سیاسی عباسیان داشت. این عملکرد، دیوان مظالم را به عاملی کلیدی در تداوم مشروعیت حکومت و مدیریت بحران‌های اجتماعی تبدیل کرد. همچنین نتایج نشان می‌دهد دیوان مظالم با حل اختلافات و احقاق حق، موجب تقویت دادخواهی و حقوق عامه در خلافت عباسی شد و به مشروعیت حکومت و کاهش تنش‌ها کمک کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر منازعات قدرت در خلافت عباسی بر میزان همگرایی و واگرایی علویان و اسپهبدان طبرستان</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_11941.html</link>
      <description>همزمان با تشکیل حکومت علویان طبرستان روابطی مبتنی بر حفظ موجودیت بین آنها و حکومت های محلی گیلان، دیلمان و طبرستان شکل گرفت و در این فرایند رفتارهای متفاوتی از باوندیان، پادوسبانان و جستانیان به ظهور رسید. گاه واگرایی و گاه همگرایی و هدف همه آنها حفظ حاکمیت و ماندگاری بود؛ تلاش برای موجودیت سیاسی و از طریق حفظ قلمرو، حکومت و جمعیت که امری متعارف در غالب نظامات سیاسی آن عصر و حتی علویان طبرستان بود. در واقع، وجود حکومت های محلی با پیشینه ای از دوره ساسانیان و ورود اندیشه های شیعی همراه با حضور زیدیان و اسماعیلیان، سامانگر روابطی میان این قدرت ها در منطقه شد. نیاز این قدرت های سیاسی &amp;amp;ndash; مذهبی برای حفظ موجودیت، منجر به تعامل ایشان گردید و براساس نظام فکری و فرهنگی موجود در هر یک، علل متفاوتی موجد ساختار رفتاری آنها شد. این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی به دنبال پاسخ دادن به این سوال است که عوامل تاثیر گذار در همگرایی و واگرایی اسپهبدان با علویان چیست؟ از یافته های این پژوهش در پاسخ به این سوال به طور اجمالی می توان بیان نمود:اسپهبدان طبرستان از جمله باوندیان در تقابل آشکار با علویان کوشیدند تا پایه های قدرت سنتی خود را حفظ کنند و خلافت عباسی گرایش یافتند در حالی که اسپهدان پاذوسبانی به تناسب منافع در دوره های اولیه، به همگرایی و تعامل و در دوره های پسین به تقابل و مقابله با سادات علوی مبادرت ورزیدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبارسنجی روایت پیشنهاد بیعت امام حسین(ع) با یزید نزد علمای مکتب بغداد</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_12027.html</link>
      <description>در برخی مطالعات معاصر که در حوزه &amp;amp;laquo;عاشورا پژوهی&amp;amp;raquo; نگارش یافته، چنین ادعا شده است که از میان متقدّمان شیعه امامی شیخ مفید(متوفی 413 هـ)، سید مرتضی(متوفی 436 هـ) و شیخ طوسی( متوفی 445 هـ) با نقل روایت: &amp;amp;laquo;امام حسین(ع) به عمر بن سعد گفت: برای من یکی از این راه‌ها را برگزینید: یا بازگشت به جایی که از آن آمده‌ام؛ یا آن که دستم را در دست پسر عمویم یزید گذارم تا او در کار من نظر دهد؛ یا اینکه مرا به مرزی از مرزهای مسلمانان بفرستید تا یکی از اهالی آنجا شوم و هر آنچه برای مرزبان باشد برای من باشد و او هر وظیفه‌ای دارد من نیز آن را به عهده می‌گیرم&amp;amp;raquo;، پذیرفته‌اند که شخصِ امام حسین(ع) چنین پیشنهادهایی را به ابن سعد داده است. با بیان این مسئله، می‌توان دو سؤال را مورد تدقیق قرار داد:الف) آیا صرف نقل این روایت در کتب علمای مکتب بغداد، دالّ بر پذیرش آن توسط ایشان است؟ ب) چه شواهد و دلایلی را می‌توان در عدم اعتبار این روایت نزد علمای مکتب متکلمان و محققان بررسی کرد؟این نوشتار می‌کوشد در یک مطالعه تاریخی با روش توصیفی تحلیلی، این نظریه که علمای مکتب بغداد ارائه پیشنهادهای سه‌گانه امام حسین(ع) به عمر بن سعد را پذیرفته‌اند ارزیابی و نقد نماید. نتایج این تحقیق تاریخی نشان می‌دهد که شواهد و دلایلی نظیر: تصدیق و نقل زیارت مأثوره ناحیه مقدسه، خبر واحد بودن، عدم نقل قول مستقیم از امام حسین(ع) و ضعف سندی، گویای آن است که علمای مکتب بغداد روایت ارائه پیشنهادهای سه‌گانه امام حسین(ع) به عمر بن سعد را فاقد اعتبار و اتقان تاریخی کافی می‌دانسته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی اصطلاح بیعة‌النساء در تاریخ‌نگاری اسلامی؛ از بیعت عقبه اول تا فتح مکه</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_12031.html</link>
      <description>اصطلاح بیعة‌النساء در منابع نخستین سیره، به طور مشخص به بیعت زنان پس از فتح مکه اختصاص یافته است. با این حال، در بخش قابل توجهی از متون تاریخی و برخی پژوهش‌های معاصر، این مفهوم به بیعت عقبه اول نیز تعمیم داده شده است. پژوهش حاضر با به کار گیری رویکرد توصیفی و تحلیلی براساس منابع معتبر سیره و تاریخ نگاری اسلامی، به واکاوی این مسئله و علل تاریخی این کاربرد دوگانه می‌پردازد. پرسش محوری این است که چرا اصطلاحی که اساسا برای بیعت زنان در فتح مکه تعریف شده است، به واقعه ای نسبت داده می‌شود که مستندات تاریخی حاکی از عدم حضور زنان در آن است؟ فرضیه پژوهش بر این است که به کارگیری این اصطلاح درمورد بیعت عقبه اول، بازتابی از گرایش روش شناختی مورخان به برجسته سازی نقش آفرینی زنان در تاریخ صدر اسلام و تلاش آنها برای برقراری پیوند معنایی میان روایات تاریخی و مضمون قرآنی آیه 12 سوره ممتحنه است. نتایج بررسی نشان داد که مورخان، با تمرکز بر شباهت‌های محتوایی و اخلاقی میان این دو بیعت و تا حدی غفلت از تفاوت‌های بنیادین ساختاری و زمانی، سعی داشتند بر ماهیت غیرنظامی و اخلاقی بیعت عقبه اول تأکید کنند. از این منظر، تفکیک دقیق‌ اصطلاحات تاریخی، به ویژه متمایز ساختن بیعةالنساء از بیعت عقبه اول، برای فهم صحیح جایگاه تاریخی زنان و روند تحولات سیاسی - اجتماعی صدر اسلام ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مناسبات سیاسی اجتماعی امامیه و اهل حدیث در عصر حضور امامان علیهم السلام</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_12107.html</link>
      <description>امامیه به عنوان پیروان امامان معصوم، در حیات اجتماعی و سیاسی خود تعاملات متعددی با دیگر فرق اسلامی، به ویژه اهل حدیث، برقرار کرده است. گونه‌شناسی این تعاملات و تحلیل همگرایی و واگرایی‌های موجود می‌تواند به درک عمیق‌تری از تاریخ اندیشه امامیه و تاریخ اسلام کمک نماید. اهل حدیث نیز به عنوان یک جریان مهم و تأثیرگذار در تاریخ اسلام و اهل سنت، در تعاملات اجتماعی و سیاسی با امامیه تجربه‌های قابل توجهی داشته است. این پژوهش به بررسی دقیق مناسبات سیاسی و اجتماعی میان امامیه و اهل حدیث در عصر حضور امامان معصوم می‌پردازد و با بهره‌گیری از روش تاریخ کلامی، به دنبال پاسخ به این پرسش است که این مناسبات چگونه در قالب همگرایی و واگرایی به منصه ظهور رسیده است. با استناد به منابع تاریخی، متون دینی و اسناد موجود، نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که در این دوره، مناسبات میان دو گروه گرچه به درگیری‌های سیاسی و اجتماعی قابل توجهی منجر نشد، با این حال، نگاه منفی اهل حدیث نسبت به امامیه به بروز برخی از واگرایی‌های سیاسی و اجتماعی نیز دامن زده است. در مواردی، اهل حدیث به برقراری روابط مثبت با بزرگان امامیه پرداخته‌اند، اما در شرایطی که از حمایت حکومتی برخوردار بوده‌اند، تلاش کرده‌اند تا امامیه را تحت فشار قرار دهند. نوآوری این پژوهش در آن است که با نقد تبیین مبتنی بر قرابت فکری امامیه و اهل حدیث، نشان می‌دهد الگوی همگرایی و واگرایی دو جریان در عصر حضور امامان، بیش از آنکه ریشه در اشتراکات کلامی داشته باشد، تابعی از توازن قدرت سیاسی اهل حدیث در خلافت عباسی ـ به‌ویژه در دوره متوکل عباسی ـ و نیز سیاست تقیه امامیه بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد دارالتأدیب کرمانشاه در دوره پهلوی اول (۱۳۰۴-۱۳۲۰ش): تحلیلی مبتنی بر اسناد نویافته</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_12108.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;دارالتأدیب&amp;amp;raquo; یا کانون اصلاح و تربیت، نهادی قضایی-تربیتی بود که در چارچوب نوسازی دوره پهلوی اول (۱۳۰۴-۱۳۲۰ش) با هدف بازپروری اطفال و نوجوانان بزهکار تأسیس شد. پژوهش حاضر به تحلیل ساختار و کارکرد &amp;amp;laquo;دارالتأدیب کرمانشاه&amp;amp;raquo; به مثابه یک مطالعه موردی در منطقه‌ای مرزی با ویژگی‌های قومی و اجتماعی خاص می‌پردازد. پرسش اصلی تحقیق آن است که این نهاد در عمل چه کارکردی داشت و تا چه میزان با اهداف اعلام‌شده دولت مرکزی انطباق می‌یافت؟ فرضیه پژوهش بر این استوار است که به دلیل تضاد میان سیاست‌های متمرکز، کمبود منابع و غلبه رویکردهای امنیتی، این نهاد از کارکرد اصلاحی خود بازماند و به ابزاری برای کنترل اجتماعی بدل شد این تحقیق با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تاریخ‌نگاری خُرد، بر تحلیل کیفی اسناد آرشیوی نویافته متمرکز است. یافته‌ها نشان می‌دهد که دارالتأدیب کرمانشاه با چالش‌های ساختاری بنیادینی همچون فقدان ساختمان مستقل و استقرار در فضاهای نامناسبی چون &amp;amp;laquo;محبس نسوان&amp;amp;raquo; و زندان عمومی شهر مواجه بود. وابستگی تشکیلاتی به شهربانی و بازداشت‌های طولانی‌مدت بدون محاکمه، منجر به غلبه کارکرد شهربانی بر نقش قضایی-اصلاحی آن شد. نتایج حاکی از آن است که این نهاد، در عمل، نتوانست به یک مرکز اصلاحی تبدیل شود و به دلیل ضعف زیرساختی و سوءمدیریت، به فضایی برای کنترل اجتماعی و نقض حقوق محکومان تقلیل یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاست خارجی روس‌ها در ایران از آغاز دوره قاجار تا پایان جنگ جهانی اول از نگاه سفرنامه‎های انگلیسی</title>
      <link>http://skh.journals.miu.ac.ir/article_12109.html</link>
      <description>رقابت‌های بین انگلیس و روسیه بر سر مستعمرات و بازارهای مصرفی، ایران را به کانونی برای تعاملات این دو قدرت در دوره قاجار تا پایان جنگ جهانی اول تبدیل کرد. این پژوهش به تحلیل سیاست خارجی روس‌ها در ایران از دیدگاه سفرنامه‌های انگلیسی می‌پردازد که نمایانگر نگاه بریتانیایی‌ها به ایران نیز هست. نتایج این تحقیق که بر اساس مطالعه سفرنامه‌ها و تحلیل‌های تاریخی به‌دست آمده، نشان می‌دهد نوع نگاه سفرنامه‌های انگلیسی به سیاست‌های روسیه در ایران، تابعی از تحولات سیاست خارجی انگلیس بوده است. برای مثال، در دوران جنگ‌های ایران و روس، توجه این سفرنامه‌ها به مسائل ایران و روس به‌طور قابل توجهی کاهش یافت، که این موضوع به کاهش اهمیت ایران در آن زمان مرتبط است. رشد قاجار به سوی دولتی مستقر، تغییر روابط دیپلماتیک و امتیازگیری‌های سیاسی در دوران فتحعلی شاه، همگی فاکتورهایی بودند که به تغییر رویکرد سفرنامه‌ها منجر شدند. در دوره امتیازات، رصد فعالیت‌های روس‌ها به واکنش‌های علنی و تند منجر گردید. به‌علاوه، با انعقاد قراردادهای مهم در اوایل قرن بیستم، انتقادات از روس‌ها در سفرنامه‌ها کاهش پیدا کرد و نگرش منفی ایرانیان نسبت به انگلیسی‌ها به دلیل دوستی آنان با روس‌ها، نادیده گرفته شد. این بررسی نشان می‌دهد چگونه دولت قاجار، به‌واسطه نارسایی‌های ساختاری و اقتصادی، نقشی صرفاً کنشی در رقابت‌های بین‌المللی ایفا کرده است. این پژوهش به دنبال شناخت دقیق‌تری از روابط پیچیده ایران با قدرت‌های خارجی و نحوه تأثیرگذاری آن بر تاریخ معاصر کشور است. نتایج این پژوهش از آنجا که می&amp;amp;rlm;تواند بینشی برای تعامل با دنیای کنونی بدست بدهد حائز اهمیت است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
